
نمیدانم... شاید تقصیر پیشرفت تکنولوژی باشد که دیگر نمیتوانم با ذوق برایت اتود پنج دهمم را مغز کنم؛ رویxa0 یک کاغذ کاهی که از وسط دفتر مشقم کَنده شده برایت نامه بنویسم... یا تقصیر همین تبلت ها و لپ تاپ هاست که دیگر نامه ای وجود ندارد که غرق ادکلنش کنم و بگذارمش میان گلبرگهای خشک شده، توی یک پاکت نامه که خودم برایش درست کرده ام... دلم میگیرد از اینکه وسط مهم ترین حرفهایمان ناگهان شارژ تمام میکنم یا ای...
ادامه مطلب
این نامه هم باشد نامه ی ملکه ای تنها ملکه ای که تک پادشاه قلبش را سوار بر اسبی سفید تصور میکند... ملکه ای بی خدم و حشم که هیچ کنیز و انیس و همدمی ندارد... ملکه ای که از پسِ زمان، فقط به دنبال دستان مهربان پادشاهی ست، که بی هیچ سپاهی برایش فرماندهی کند... ملکه ای که اگر بانوی این دربار بشود تاج سرش میشوی... ملکه ای که میخواهد بانویت باشد و فرمانروایش باشی... یا نه؛ اصلا این نامه باشد نامه ی لوکوموتورانی که بی هیچ قصدی، قطار آرزو هایش را رو به مقصدی نامعلوم سوق میدهد... راننده ی قطاری که واگن به و...
ادامه مطلب