عاشقانه برایت مینویسم

خرید بک لینک
گاهی زمین خوردن را بهانه می کنی، که شاید این بار دیگر قرار باش عاشقانه برایت مینویسم...ادامه مطلب

ما را در سایت عاشقانه برایت مینویسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1397 ساعت: 18:11

دیشب...حضرت دلبر بخاطر یکی از پستای وب یه کوچولو ناراحت شدن... البته یه کوچولو که نه...خیلی بیشتر از یه کوچولو ناراحت شد...تا مرز سکته رفتیم دوتامون دیشب...البته میگم آقایی یه چیییییز...دوتایی باهم مُردنم چیزِ عشقولانه ای میشه ها...شب خیلی سنگینی شد دیشب...آقامون خیلی دلخور شدن...خیییلی بدم من...خب منم سال 94 سال هنوز درین حد عقلم نمیرسید که نامحرم نامحرمه... مجازی و واقعی نداره...خودش میدونه...خاطرش برام از همه دنیا و آدماش عزیز ترهفداشم بشم که انقدر غیرتیه...فداتشم بشم که حواسش هست...حرف گوشمم نمیکنه مراقب قلبش باشه.حرف گوشمم نمیکنه که بدون پتو نمیخوابن.حرف گوشمم نمیکنه که با لباس نامناسب نمیرن بیرون. شاعر میگه من به بارونا سپردم..به خیابونا سپردم.. که مواظبِ توئه دیوونه باشن(ولی این دلیل نمیشه توو سرما برن بیرون آقایی)آخه بذار این دمنوش آویشن اثر بکنه...زدی همه رو خنثا کردی که فداتشم...راستی آقایی...بارها گفتم...هزار بار دیگم میگم "چشات خیلی دلبرن"...(استیکر خجالت)بهم ثابت شد...دوستت دارم گفتنت الکی نیست...بهم ثابت شد خوب بودنت...تک پادشاه قلبم...ممنون که هستیحضرت دلبرِ من...یادت باشه...هیچی ارزش اینو نداره که قلبت به خطر بیوفته...هیچی زندگیِ من...ارزششو ندارهمنم نمیخوام زخمی بزنم که هیچوقت خوب نشه...پس لطفا...بخاطر لبخند اون روزم...دیگه هیچوقت خودتو اینجوری تح عاشقانه برایت مینویسم...ادامه مطلب

ما را در سایت عاشقانه برایت مینویسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 5:27

مامان اومد تو اتاقبا عجله تمام فایل هایی که بازکرده بودم رو بستم گفت دختر مگه کر شدی؟ هزاربار صدات زدم...با صدای گرفته از بغض گفتم جانم مامانی!گفت یه ساعته دارم میگم پاشوبیا کمکم این لباسا رو آویزون کن...بقیه ی حرفشو نشنیدم...کلی رفتم توو فکرآخه مامانِ مهربونم...میدونم سختت میشه با این دستای خیس از حیاط پاشی بیای اتاقم...میدونم اونهمه لباسو اون وسط رها کردی و اومدی منو صدا بزنی...اما نمیدونی وقتی عکساشو مرور میکنم...درست لحظه ای زوم میکنم رو چشای دلبرش...دیگه ناخودآگاه دلم نمیخواد هیچ صدایی رو بشنوم...با صدای مامان بازم حواسم پرت شد...-همشم سرت توو این کامپیوتر لعنتی باشه...-چشم مامی... شما برو منم میام...بعد از رفتن مامان... باز فایل عکسشو باز کردمو یه بوس یواشکی که پر از شیطنت دخترونه بود رو برای عکسش فرستادمو برخلاف میلم رفتم به مامان کمک کنمفدای اون چشای دلبرشم من... عاشقانه برایت مینویسم...ادامه مطلب

ما را در سایت عاشقانه برایت مینویسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 19:28

"شعر ترین شعر جهان چشم توست..."اصن نگاه کردی آینه رو ...؟؟ اونم خیره خیره به چشمای خودت؟؟جهان چشمات انقدر بزرگه که آدم وسط جغرافیاش گم میشه...دریای چشمات اونقدر وسیعه که آدم از خیره شدن به مرواریدِ مردمکاش وسط دلش غرق میشه...ارتفاع اون چشما اونقدر زیاده که آدم نمیدونه پرواز کنه... یا پرت شه؟چشمای تو اصلا نه آبیِ دریاست که ازش ماهی بگیرم...نه سبز بیشه زاره که دستتو بگیرم و وسطش قدم بزنیم...نه مشکیِ شبِ که ازش ستاره بچینم...و نه طوسیِ که توو مه چشمات گم بشم...چشمای مرد من قهوه ایه تیره ی یک کوهه...کوه ترین کوه دنیا...اونقدر محکم و استوار...که میشه برای یک عمـــــــــــــــــــر عاشقی بهش تکیه زد...اونقدر با صلابت و مقتدر...که میشه همه دار و ندار دنیا رو پیش اون "چشم های قهوه ایه تیره" به حراج گذاشت...فقط کافیه یه دیقه خیره خیره به اون چشما توو آینه نگاه کنی تا بفهمی چی میگم :)****************************************پ.ن:بابت بد شدن دیروز .... و غُر زدنای عصری عذرمیخوام بهترینموقتی #دلم_تنگ_میشه_براتعکساتو نگاه میکنمولی چه فایدهمن عشقولمو #واقعی میخوام که #سرباز_عاشق_من برچسبـهـ ـا : سرباز عاشق من عاشقانه برایت مینویسم...ادامه مطلب

ما را در سایت عاشقانه برایت مینویسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 19:28

نمیدانم...شاید تقصیر پیشرفت تکنولوژی باشد که دیگر نمیتوانم با ذوق برایت اتود پنج دهمم را مغز کنم؛ روی یک کاغذ کاهی که از وسط دفتر مشقم کَنده شده برایت نامه بنویسم...یا تقصیر همین تبلت ها و لپ تاپ هاست که دیگر نامه ای وجود ندارد که غرق ادکلنش کنم و بگذارمش میان گلبرگهای خشک شده، توی یک پاکت نامه که خودم برایش درست کرده ام...دلم میگیرد از اینکه وسط مهم ترین حرفهایمان ناگهان شارژ تمام میکنم یا ای عاشقانه برایت مینویسم...ادامه مطلب

ما را در سایت عاشقانه برایت مینویسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 10:31

صفحه بندی