راستش این بین هم خوشحالم هم ناراحت...
شاید "جامعه الزهرا قبول شدنم" دلیل خوبی واسه حلالیت از خیلیا باشه
شاید این مدت ناخواسته دل بعضیا رو رنجوندم
شاید ناخودآگاه یه حرفی زدم که کسی خوشش نیومده
شایدم...نمیدونم
ولی خوب میدونم هرچیم که بوده از قصد نبوده
خیلی چیزا یاد گرفتم
مثلا اینکه
نامحرم مجازی و واقعی نداره
مثلا اینکه دنیای مجازی یعنی دنیای غیر واقعی پس از آدماش توقع نداشته باشم واقعی باشن
مثلا اینکه هر آدمی قابل اعتماد نیست حتی اگه چند سال اونو لشناسی
یاد گرفتم بعضی دوستای مجازی درسته مجازین ولی از 100 تا دوست واقعی حالتو خوب تر میکنن
بالاخره نوبت دل کندن از خونه و اتاقمو خانواده مم میرسه
پدرم که این سالا همیشه به کوه بودنش اعتقاد داشتم و هنوزم تنها قهرمان زندگیمه
مادرم که ذره ذره آب شدنشو بخاطر خودم به چشم دیدم و هنوزم یقین دارم حرفش اولویت اول توو قلبمه
خواهرم شاید جزو عناصری ترین آدمای زندگیم باشه... خب ازم کوچیک تره ولی باید اعتراف کنم خیلی جاها خیلی چیزا ازش یاد گرفتم...
کم همدیگرو حرص ندادیم...کم توو سرو کله ی هم نزدیم...کم باهمدیگه خوش نگذروندیم...اینه که میگم جزو عناصر اصلیه زندگیمه
نوبتی هم که باشه نوبت میرسه به ته تغاری خونه... یه موجود فوق خوردنی و بانمک به اسم "آقای داداش"
ازونجایی که این موجود هنوز دو سالش هم نشده شاید تا 4 سال دیگه که من برگردم کل منو یادش رفته باشه
دوستام که دلم کلی واسشون تنگ میشه
همیشه دوس داشتم چیزای جدیدو تجربه کنم
و میدونم که این تجربه 4 ساله خیلی درس بهم میده
درس صبوری...با تنهایی کنار اومدن... مستقل شدن... و کلی خاطرها و رفیق حوزه ایه جدید
نا گفته نمونه چند بار جامعه الزهرا برای بازدید رفتم و 10 تا از دوستای پارسالم هستن پس زیاد نباید محیط غریبی باشه برام
ملالی نمیمونه جز دوریِ.........هعععی بیخیال
خودش میدونه:
اندوه بزرگیست...
زمانی که نباشی
![]()
اندوه بزرگیست...
زمانی که نباشی
ما را در سایت عاشقانه برایت مینویسم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 155